
وفات آيت الله فاضل لنکراني را به بقيه الله الاعظم (عج) و رهبري انقلاب و تمامي شيعيان جهان تسليت عرض مي نماييم.
هيات جوانان عاشورايي استان اردبيل
نوشته شده توسط : هيات جوانان عاشورايي

يکي از ويژگيها و زيباييهاي فوق العادهي دين مقدس اسلام اين است که تعليمات خود را به نحوي قرار داده که از هر جهت براي جامعهي انساني قابل هضم باشد. البته ما بايد براي درک مفهوم اين مسئله و نتايج گرانبهاي آن تعمق و تأمل بيشتري به کار بنديم. بسياري از انسانها که در افکار مادي غوطهور بوده و از زندگي معنوي به کلي دور افتادهاند اين سخن را مانند سخنان ديگري که از امور معنوي يادآوري مينمايد و از حيات ديني ستايش ميکند، از قبيل افکار شاعرانه پنداشته فاقد هرگونه ارزش واقعي ميدانند.
آنان کساني هستند که اطلاعتشان به اندازهاي محدود است که مثلا شنيدهاند فلان دانشمند ماترياليست (مادي) گفته است: «دين از يادگارهاي عهد اساطير است!» و از دعوت اسلامي و تعليمات و معارف مملو از حقايق که در اين آيين پاک ذخيره شده است از نزديک اطلاعي کسب نکردهاند.
البته نبايد از اين آقايان توقع نظري بهتر و عميقتر و طرز تفکر روشنتر يا منطقيتر از اين را داشت. و نيازي هم به موافقت و تأييد آنها نيست. زيرا اگر نظر ما حق است تابع قضاوت آقايان و نيازمند موافقت ايشان نيست. پس بهتر اينکه آنان را به حال خود گذاريم «بگذار تا بميرند در رنج خودپرستي!»
اسلام تعليمات خود را از همهي راههاي ممکن براي ما قابل هضم قرار ميدهد:
راه ارشاد و راهنمايي مولوي
راه استدلال و بيان منطقي
راه وجدان و مشاهده
پر روشن است که انسان براي درک و دريافت هر حقيقتي راهي جز اين سه راه ندارد. چنانکه بيماري به پزشک مراجعه مينمايد يا متن دستور معالجه را از مقام پزشکي که مقام صلاحيتدار و مطاع است دريافت ميکند و يا در صورتي که توانايي درک حقايق پزشکي را داشته باشد از راه استدلال درک ميکند و يا از راه مشاهدهي تأثير رضايتبخش همين دستور در مثل همين مرض خواستهي خود را در مييابد.
همچنين شاگردي که به فراگرفتن زباني ميپردازد مثلا يک واژه را از آموزگار صلاحيتدار خود اخذ ميکند و يا از راه استدلالي که از دستور زبان گرفته به دست ميآورد و يا همان واژه را در همان معني با اهل همان زبان استعمال کرده دلالتش را احراز مينمايد.
به همين ترتيب در هر موردي که خواسته باشيم به عنوان يک فرد «انسان درک کننده» چيزي را درک کنيم. با يکي از سه راه يا بيشتر از يکي درک مينماييم. اگر ممکن است از راه عيان و مشاهده نايل ميشويم و اگر نه از راه استدلالي که با منطق خدادادي دستگيرمان ميشود به دست ميآوريم و اگر نه از کسي که مطلب مزبور را از راه مشاهده و عيان يا با قياس و استدلال به دستآورده فراگرفته، تابع نظر وي ميشويم. البته در اين صورت بايد صلاحيتدار بودن او را از راه مشاهده و يا استدلال اثبات کرده باشيم. اگرچه به مشاهده يا استدلال توانايي آن مطلب را نداشته باشيم.
اين است مجموع راههايي که انسان با هدايت دستگاه آفرينش ميپيمايد. اسلام هر سه راه را معتبر ميداند و قرآن شريف که کتاب آسماني اسلام است صريحا دعوت خدا را روي اساس آفرينش گذاشته است و ما را به سوي يک سلسله معارف عقيدهاي و يا عملي دعوت مينمايد که نظام آفرينش و روابط انسان و جهان آن را ايجاب ميکند و ما را به سوي آنها رهبري مينمايد و جامعهي انساني دير يا زود به لزوم اجرا و يا عقيدهي به آنها پي خواهد برد.
روي همين اساس اسلام ما را به تبعيت از علم دعوت کرده از سلوک هر راه غير علمي نهي نموده است و از هرگونه گفتار و رفتار که روي اساس علم استوار نبود و مستلزم تبعيت ظن و تخمين و هوي و هوس نفساني و پيروي عواطف و اميال باشد برحذر داشته است.
منبع: معنويت تشيع ص29-31
مؤلف: علامه طباطبايي
نوشته شده توسط : هيات جوانان عاشورايي
+ ويژگيهاي متقين در قرآن کريم

خداوند در قرآن کريم انسانها را به گروههاي مختلف تقسيم نموده است که در آيات به معرفي و توصيف آنان پرداخته شده است. يک دسته از انسانها؛ متقين ميباشند که قرآن کريم آنان را اينگونه توصيف ميفرمايد:
"ذَلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ* الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ * والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْکَ وَ مَا أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ وَ بِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ * أُوْلَـئِکَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَ أُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ."(بقره/ 1 الي 5)
"متقين کساني هستند که:
که به غيب ايمان ميآورند،
و نماز ميگزارند،
و از آنچه روزيشان، دادهايم انفاق ميکنند.
و آنان که به آنچه بر تو و بر پيامبران پيش از تو نازل شده است ايمان ميآورند،
و به آخرت يقين دارند.
ايشان از سوي پروردگارشان قرين هدايتند، و خود رستگارانند ."
متقين عبارتند از مؤمنين؛ چون تقوا از اوصاف خاصه طبقه معيني از مؤمنين نيست، و اينطور نيست که تقوا صفت مرتبهاي از مراتب ايمان باشد، بلکه با تمامي مراتب ايمان جمع ميشود، مگر آن که ايمان، ايمان واقعي نباشد. دليل اين مدعا اين است: خداي تعالي در اين آيات، از اوصاف متقين، تنها پنج صفت را ذکر ميکند، و آن عبارتست از ايمان به غيب، اقامه نماز، انفاق از آنچه خداي سبحان روزي کرده، ايمان به آنچه بر انبياء خود نازل فرموده، و يقين به آخرت. و فرموده کساني که داراي اين پنج صفت باشند بر طريق هدايت الهي گام ميگذارند.
مؤمنين در اعتقادشان به غيب، و به خداي حاضر و ناظر، و بروز جزاي او، در يک طبقه نيستند، بلکه طبقات مختلفي دارند.
کلمه غيب بر خلاف شهادت، عبارتست از چيزي که در تحت حس و درک آدمي قرار ندارد، و آن عبارتست از خداي سبحان، و آيات او، که همه از حواس ما غايبند.
يکي از آنها وحي است، که در جمله "والذين آمنوا بما انزل اليک و ما انزل من قبلک"، به آن اشاره فرموده است. پس مراد از ايمان به غيب در مقابل ايمان به وحي، و ايمان به آخرت، عبارتست از ايمان به خداي تعالي، و در نتيجه در اين چند آيه به ايمان به همه اصول سهگانه دين اشاره شده است. "و بالاخرة هم يوقنون"، قبلا اعتقاد راسخ به توحيد و نبوت را به کلمه ايمان تعبير کرد، و در اين جمله اعتقاد راسخ به آخرت را به ايقان تعبير کرده، و اين بدان جهت است که به لازمه يقين، که عبارتست از فراموش نکردن آخرت، نيز اشاره کرده باشد، چون بسيار ميشود انسان نسبت به چيزي ايمان دارد و هيچ شکي در آن ندارد، اما آن را فراموش ميکند، و در نتيجه عملي منافي با ايمانش انجام ميدهد، به خلاف يقين که با فراموشي نميسازد، و ممکن نيست انسان، عالم و مؤمن به روز حساب باشد، و همواره آن روز را در خاطر داشته و به ياد آن باشد، به ياد روزي باشد که در آن روز به حساب کوچک و بزرگ اعمالش ميرسند، و در عين حال پارهاي گناهان را مرتکب شود، چنين کسي نه تنها مرتکب گناه نميشود، بلکه از ترس، به قرقگاههاي خدا نزديک هم نميگردد. همچنان که خداي تعالي درباره آنان فرموده: خواهش نفس را پيروي مکن، که تو را از راه خدا گمراه ميکند، کساني که از راه خدا گمراه ميشوند، عذابي شديد دارند، به خاطر اين که روز حساب را فراموش کردند، و فهمانيد که ضلالت از راه خدا تنها به خاطر فراموشي روز حساب است، و بدين جهت در آيات مورد بحث فرمود: و بالاخرة هم يوقنون، چون به ياد آخرت بودن، و بدان يقين داشتن، تقوا را نتيجه ميدهد.ممکن نيست انسان، عالم و مؤمن به روز حساب باشد، و همواره آن روز را در خاطر داشته و به ياد آن باشد، به ياد روزي باشد که در آن روز به حساب کوچک و بزرگ اعمالش ميرسند، و در عين حال پارهاي گناهان را مرتکب شود، چنين کسي نه تنها مرتکب گناه نميشود، بلکه از ترس، به قرقگاههاي خدا نزديک هم نميگردد.
خداي سبحان در آيه ديگري ميفرمايد:
"... نيکوکار کسي است که به خدا و روز قيامت و فرشتگان و کتاب خدا و پيامبران ايمان آورد،
و مال خود را، با آن که دوستش دارد، به خويشاوندان و يتيمان و درماندگان و مسافران و گدايان و در بند ماندگان ببخشد،
و نماز بگزارد و زکات بدهد،
و نيز کساني هستند که چون عهدي ميبندند بدان وفا ميکنند،
و آنان که در بينوايي و بيماري و به هنگام جنگ صبر ميکنند؛
اينان راستگويان و پرهيزگارانند .
"ليس البرّ ان تولوا وجوهکم قبل المشرق و المغرب، کلمه "بر" مجازي است از خير و احسان، و معنايش شخص خير و نيکوکار است. و کلمه "ذوي القربي" به معناي خويشاوندان و کلمه "يتامي" جمع يتيم است که به معناي کودک پدر مرده است و کلمه "مساکين"، جمع مسکين است، که فرقش با کلمه فقير اين است که مسکين بدحالتر از فقير است، و کلمه "ابن السبيل" به معناي کسي است که دستش از وطن و از خانوادهاش بريده، و کلمه "رقاب" جمع رقبه است، که به معناي گردن است، ولي منظور از آن برده است که قيد بردگي به گردن دارد، و کلمه "ضراء" مانند کلمه "ضر" هر دو به اين معنا است که آدمي با مرض يا زخم يا فوت مال يا مرگ فرزند، متضرر شود، و کلمه باس به معناي شدت و سختي جنگ است.
جمله: "ولکن البر من آمن بالله و اليوم الاخر" تعريف ابرار و بيان حقيقت حال ايشان است که هم در مرتبه اعتقاد تعريفشان ميکند و هم در مرتبه اعمال و هم اخلاق،
درباره اعتقادشان ميفرمايد: "من آمن بالله"، و درباره اعمالشان ميفرمايد: "اولئک الذين صدقوا " ، و درباره اخلاقشان ميفرمايد: "و اولئک هم المتقون." و در تعريف اولي که از ايشان کرده، فرموده: "کساني هستند که ايمان به خدا و روز جزا و ملائکه و کتاب و انبياء دارند"، و اين تعريف شامل تمامي معارف حقهاي است که خداي سبحان ايمان به آنها را از بندگان خود خواسته و مراد به اين ايمان، ايمان کامل است که اثرش هرگز از آن جدا نميشود و تخلف نميکند، نه در قلب، و نه در جوارح، و نه در قلب تخلف نميکند چون صاحب آن دچار شک و اضطراب و يا اعتراض و يا در پيشامدي ناگوار دچار خشم نميگردد و در اخلاق و اعمال هم تخلف نميکند.خداوند بعد از اين تعريف به بيان پارهاي از اعمال متقين پرداخته، ميفرمايد: "و اتي المال علي حبه ذوي القربي، و اليتامي، و المساکين، و ابن السبيل، و السائلين، و في الرقاب، و اقام الصلوه، و اتي الزکوه، که متقين اين اعمال را انجام ميدهند .
سايت تبيان
مهري هدهدي
نوشته شده توسط : هيات جوانان عاشورايي
+ ارتش امروز قويتر از اوايل انقلاب و دوران دفاع مقدس است

حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار فرمانده کل و جمعي از فرماندهان ارتش جمهوري اسلامي ايران در نيروهاي سه گانه و يگانهاي مستقل، تغيير هويت ارتش را پس از پيروزي انقلاب اسلامي به هويتي ديني و انقلابي، تحولي بزرگ برشمردند و تأکيد کردند: بايد باحفظ اين هويت ديني و انقلابي در ارتش، مسير تقويت روحيه دينداري، انقلابي، ابتکار، عزم راسخ، ارتباط با مردم، اعتماد به نفس، جرأت ورود به ميدانهاي بزرگ و زمينه سازي براي شکوفايي استعدادهاي جوان، با قوت ادامه يابد.
به گزارش خبرگزاري مهر، در اين ديدار که در آستانه 29 فروردين روز ارتش جمهوري اسلامي ايران انجام شد، فرمانده کل قوا ضمن تبريک اين روز به همه ارتشيان و خانواده هاي آنان، از اين روز به عنوان عيد ياد کردند و افزودند: رژيم گذشته که از حمايت امريکا و قدرتهاي ديگر برخوردار بود، همه تلاش خود را براي پايه گذاري ارتشي بر مبناي هويت غيرديني و غير مردمي به کار گرفت اما پس از پيروزي انقلاب اسلامي، با همت عناصر متدين، انقلابي و مردمي ارتش، اين سازمان به ارتشي با هويت ديني و انقلابي تبديل شد.
ايشان همکاري عناصر توانا، شجاع، با تدبير و متدين ارتش در اوايل انقلاب، و زمينه سازي نظام جمهوري اسلامي براي رشد نيروهاي انقلابي و مردمي ارتش را دو عامل مهم در تغيير هويت ارتش ارزيابي و خاطرنشان کردند: اين تغيير هويت در ارتش موجب بروز استعدادها و رشد انسانهاي بزرگي همچون شهيد فلاحي، شهيد صياد شيرازي، شهيد ستاري، شهيد بابايي و مرحوم ظهيرنژاد شد که اين فرماندهان متدين و انقلابي با همکاري انسانهايي پاک و فهيم در بدنه، زمينه خود اتکايي، نوآوري، رويش استعدادهاي جديد و پيشرفت روزافزون ارتش را فراهم کردند.
فرمانده کل قوا تصريح کردند: چنين ارتشي توانست در کنار سپاه و بسيج، باوجود حمايتهاي همه جانبه قدرتهاي بزرگ از رژيم بعث صدام، برارتش مجهز اين رژيم پيروز شود.

حضرت آيت الله خامنه اي، ادامه اين مسير و استقامت در اين راه را وظيفه مهم ارتش و فرماندهان اين سازمان دانستند و افزودند: نظام جمهوري اسلامي ايران، نظامي ابتکاري از لحاظ اتکا به دين در تشکيل نظام سياسي و اجتماعي است و اين ابتکار با عنوان مردم سالاري ديني و با هويت ضدسلطه و استکبار، جايگاه خود را در دنيا از جمله در ميان مسلمانان و به ويژه روشنفکران و نخبگان دنياي اسلام باز کرده است و قدرتهاي بزرگ مجبور به پذيرش آن شده اند.
ايشان مهم ترين ويژگي چنين نظام ديني را توانايي شکوفا کردن استعدادها و زمينه سازي براي بروز خلاقيت ها و ابتکارها دانستند و افزودند: ارتش نظام جمهوري اسلامي نيز که امروز از لحاظ تجهيزات، تجربه و عوامل انساني به مراتب قوي تر از اوايل انقلاب و دوران دفاع مقدس است بايد با حفظ آمادگيهاي همه جانبه، تعميق ارزش هاي ديني و ايجاد بستر رويش مند براي عناصر مؤمن و استعدادهاي نو، تحرک و ابتکار خود را بيش از پيش ادامه دهد.
رهبر انقلاب اسلامي همچنين بر لزوم مجهز شدن روزافزون ارتش به دانش روز و نوين و ايجاد زمينه لازم براي ساخت و تأمين تجهيزات پيشرفته و مورد نياز با اتکا بر تواناييها و استعدادهاي دروني تأکيد کردند.
در اين ديدار سرلشکر صالحي فرمانده کل ارتش ضمن ارائه گزارشي از آمادگيها و تواناييهاي بالاي ارتش در نيروهاي سه گانه براي حراست از مرزهاي زميني، هوايي و دريايي جمهوري اسلامي ايران تأکيد کرد: روحيه ديني، نشاط انقلابي، آمادگي رزمي و خودباوري عواملي است که امروز ارتش جمهوري اسلامي ايران را در اوج اقتدار خود قرار داده است.

نوشته شده توسط : هيات جوانان عاشورايي

در سال دوم هجرت از سوي خداوند متعال ، دستور آمد مسلمانان از سوي "بيت المقدس" بسوي "کعبه " نماز بگزارند. علت اين امر آن بود که ، يهوديان نداشتن قبله ديگري را براي اسلام ، نقص شمرده و به جهاني بودن اسلام باور نداشتند. مسجد ذو قبلتين (داراي دو قبله ) يادگار آن واقعه مهم است.
شب بود و پيامبر در دل تاريکي رو به آسمان کرده بود و با اندوهي که در دل داشت گويا در انتظار وحي از سوي پروردگار بود.
فرداي آن شب، پيامبر دو رکعت از نماز ظهر را خوانده بود که جبرئيل عليه السلام نازل شد و اين آيه را از سوي خداوند آورد که:
آنگاه آن حضرت را به سوي مسجد الحرام منتقل کرد ،مردم نيز حرکت کرده و در پشت آن حضرت قرار گرفتند.
اين خبر به سرعت در مدينه پيچيد ، تا آنجا که گروهي در يکي از مساجد مدينه نماز ظهر را خوانده بودند و مشغول نماز عصر بودند که اين خبر به آنها رسيد آنها نيز در ميانهي نماز عصر از سوي بيت المقدس به سوي مسجد الحرام برگشتند.
برگرفته از تفسير الميزان ، جلد 1
نوشته شده توسط : هيات جوانان عاشورايي
+ آثار تربيتي اعتقاد به معاد در داستانهاي قرآن(1)

همه عقايد ديني در رفتار انسان مؤثر است؛ هر چند تأثير آنها يکسان نيست. از ميان عقايد ديني، اعتقاد به رستاخيز و معاد يکي از نافذترين و مؤثرترين باورها در جهت دادن به رفتار آدمي و تربيت و اصلاح اوست. چنين عقيدهاي نقش شاياني در پرورش روح انسان دارد و آثار تربيتي شگرفي در زندگي فردي و اجتماعي او به ارمغان ميآورد، که در اينجا به برخي از اين آثار ـ و آن هم تنها از منظر داستانهاي قرآن ـ اشاره ميکنيم.
ادامه مطلب... نوشته شده توسط : هيات جوانان عاشورايي
اگر اهل کمالات باشيد! که هستيد، و مطالب ما را نگاه کرده باشيد، بايد خاطرتان باشد که در مورد چيستي فلسفه صحبت کرديم و همچنين گفتيم که يک علمي به نام کلام هم وجود دارد ؛ بله سوال شما کاملاَ بجاست که پس فرق اين دو علم دقيقاَ چيست؟ مطمئن باشيد فرق دارند، اين مطلب را ببينيد!

ممکن است در وهله نخست بيان فرق فلسفه و کلام دشوار به نظر آيد. به خصوص آن که در مراجعه به بعضي از کتابهاي مهم کلامي به عناويني برميخوريم که کاملاً با عناوين بحثهاي فلسفي مشترکاند. وقتي در کتابهاي مهم کلامي همچون، تجريدالاعتقاد و شرح تجريد، مواقف و شرح مواقف، شوارق الهام و... به عناويني از قبيل: امور عامه، الهيات بالمعنيالاخص، جوهر و عرض، مقولات عشر و... برميخوريم، به ترديد ميافتيم که آيا در حال مطالعه کلام اسلامي هستيم يا مطالعه فلسفه اسلامي؟
اما بايد گفت که با وجوه اشتراکي که بعضي از مسايل کلامي با فلسفه دارند، کلام و فلسفه دو علم کاملاً متمايزاند. با اين توضيح که کلام از فلسفه هم در موضوع و هم در روش و هم در هدف جداست. موضوع فلسفه، موجود بما هو موجود است. يعني در فلسفه از عوارض ذاتي موجود مطلق بحث ميشود. اما موضوع کلام، عقايد ديني است (و يا به تعبير دقيقتر موضوع کلام اسلامي، عقايد اسلامي است).
به کلام حکيم لاهيجي در گوهر مراد در تعريف فلسفه توجه کنيد: «تحصيل معارف حقيقيه و اثبات احکام يقينيه براي اعيان موجودات بر نهجي که موافق نفسالامر بوده باشد، از راه دلايل و براهين عقليه صرفه که منتهي شود به بديهيات که هيچ عقلي را در قبول آن توقفي و ايستادگي نباشد، بيآنکه موافقتيا مخالفت وضعي از اوضاع يا ملتي از ملل را در آن مدخلي بود و تاثيري باشد، طريقة حکما بود، و علم حاصل شده به اين طريق را در اصطلاح علما علم حکمت گويند.»
ايشان در تعريف کلام در همان کتاب ميفرمايند: «در تعريف کلام متاخرين گفتهاند که علمي استبه احوال موجودات بر نهج قوانين شرع، و به [وسيله] اين قيد اخير، احتراز نمودهاند از علم حکمت. چه، موافقت قوانين شرع يعني بناي ادله بر مقدمات مسلمه و مشهوره ميان اهل شرع، در مفهوم حکمت معتبر نيست. چه، مشهورات ومسلمات لازم نيست که يقينيات باشند. پس اگر به حسب اتفاق، يقيني باشد آن را از اين حيثيت به کار برند والا ظنيات را در مسائل حکميه معتبر ندانند»(1)
اما بايد گفت که چون متکلمان شيعه همگي فيلسوف بودهاند، از اينرو کلام شيعه تفاوت چنداني با فلسفة آن ندارد.
کساني همچون خواجه نصيرالدين طوسي و حکيم لاهيجي در وهله نخست فيلسوف بودهاند و با همان بيان و توان فلسفي به علم کلام پرداختهاند. به همين جهت است که در کلام شيعه از جدل پرهيز ميشود و از شيوه برهان در استلالها استفاده ميگردد. از سوي ديگر کتابهاي فلسفه حکماي شيعه به نتايج کلامي ميرسد و عقايد اسلامي و حتي شيعي را (همانند اثبات امر بين امرين در بحث جبر و اختيار) در نهايت به اثبات ميرساند. وجود بخش امورعامه در کتابهاي مهم کلامي شيعه گواه همين مطلب است._____________________
1- لاهيجي/گوهر مراد ص42, 43
نوشته شده توسط : هيات جوانان عاشورايي
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ